آپارتمان موسوی

سال: 1396

موقعیت: آمل

مساحت زمین: 300 مترمربع

زیرینا: 800 مترمربع

کارفرما: پژمان موسوی

آپارتمان موسوی در شهر آمل با آب و هوای نمناک شمال طراحی شده است. از این رو به ویژگی های بومی و جغرافیای سایت نگاه ویژه ای داشتیم. از سوی دیگر زمین پروژه در میانِ دو رود با چشم اندازی سرسبز جای داشت که بایسته بود از این ویژگی بهره می بردیم.
نکته ای که در بیشتر پروژه های بیرون از تهران با آن رو به رو هستیم کمبود نیروهای کارآزموده در کارِ ساخت و همچنین دشواریِ پایش روزانه کارگاه است.
با برهمکنش چالش های پیش گفته، ساختار کلان پروژه بدین گونه پدید آمد که:
به یاری هر چهار سوی بازِ زمین توانستیم گشایش های رو به رو را برای کوران و گردش هوای نمناک جا گذاری کرده و همزمان دیدهای ژرف و گسترده ای به پیرامون داشته باشیم.
دیگر اینکه با بهره گیری از شیب کوچه، و با کمترین هزینه، توانستیم همکف ساختمان را از بیشینه ترازِ آب جاری بالاتر آورده و درآیگاه را با چند پله کشیده شکوهمند نماییم.
افزون بر این برای کاستن از پیچیدگی های ساخت، سازه تا آنجا ساده طراحی شد که تنها با ده ستونِ همسان و هم راستا، ایستاییِ ساختمان برآورده شود.
خیزران را در بخش هایی از نما و بویژه جاهایی که تابش از خاور و باختر است به کار بردیم تا پرتو ها، به گونه ای شکسته و آرام به درون خانه بتابد.
و در پایان به جانماییِ ریزفضاها پرداختیم که برآیندی است از گزینش ها به فراخور کاربری، اندازه ها، دسترسی و ...
اتاق ها با پنجره هایی در جنوب، نشیمن و پذیرایی در میان خانه و دارای گشودگی های رو به رو، تراس ها در کنج شمال غرب با چشم اندازی بس دلباز و ...
هنگامی که در را می گشاییم، پا به درون می نهیم و در پیش رو قابی از رود و سبزینه می بینیم و شرشر آب می شنویم؛ شاید اگر آنجا را به جای "لابی" نام دیگری بگذاریم گزاف نباشد؛ "خوش آمد گاه".

آپارتمان موسوی در شهر آمل با آب و هوای نمناک شمال طراحی شده است. از این رو به ویژگی های بومی و جغرافیای سایت نگاه ویژه ای داشتیم. از سوی دیگر زمین پروژه در میانِ دو رود با چشم اندازی سرسبز جای داشت که بایسته بود از این ویژگی بهره می بردیم.
نکته ای که در بیشتر پروژه های بیرون از تهران با آن رو به رو هستیم کمبود نیروهای کارآزموده در کارِ ساخت و همچنین دشواریِ پایش روزانه کارگاه است.
با برهمکنش چالش های پیش گفته، ساختار کلان پروژه بدین گونه پدید آمد که:
به یاری هر چهار سوی بازِ زمین توانستیم گشایش های رو به رو را برای کوران و گردش هوای نمناک جا گذاری کرده و همزمان دیدهای ژرف و گسترده ای به پیرامون داشته باشیم.
دیگر اینکه با بهره گیری از شیب کوچه، و با کمترین هزینه، توانستیم همکف ساختمان را از بیشینه ترازِ آب جاری بالاتر آورده و درآیگاه را با چند پله کشیده شکوهمند نماییم.
افزون بر این برای کاستن از پیچیدگی های ساخت، سازه تا آنجا ساده طراحی شد که تنها با ده ستونِ همسان و هم راستا، ایستاییِ ساختمان برآورده شود.
خیزران را در بخش هایی از نما و بویژه جاهایی که تابش از خاور و باختر است به کار بردیم تا پرتو ها، به گونه ای شکسته و آرام به درون خانه بتابد.
و در پایان به جانماییِ ریزفضاها پرداختیم که برآیندی است از گزینش ها به فراخور کاربری، اندازه ها، دسترسی و ...
اتاق ها با پنجره هایی در جنوب، نشیمن و پذیرایی در میان خانه و دارای گشودگی های رو به رو، تراس ها در کنج شمال غرب با چشم اندازی بس دلباز و ...
هنگامی که در را می گشاییم، پا به درون می نهیم و در پیش رو قابی از رود و سبزینه می بینیم و شرشر آب می شنویم؛ شاید اگر آنجا را به جای "لابی" نام دیگری بگذاریم گزاف نباشد؛ "خوش آمد گاه".