ویلای ادب

سال: 1392

موقعیت: سنندج

مساحت زمین: 2000 مترمربع

زیرینا: 460 مترمربع

کارفرما: مورا ادب

گاهی دوری از شهر و زمینِ پروژه طراح را وا می دارد که با ترفند هایی از ناهماهنگی در انجام پروژه پیشگیری کند. از آن دست میتوان شناخت درستِ توانایی ها، کاستی ها و دیگر چالش های پیش رو با کارفرما، سازندگان و دیگر دست اندرکاران ساخت، شناخت زیست بوم و دست آخر توان مالی کارفرما برای بکارگیری دستمایه ها (مصالح) و فناوری های روز را برشمرد.
در این کار با چنین چالشی رو به رو بودیم. زمین، در باغ های سنندج بود و ما در تهران. توان کارگران و معماران نیز بیش از آجر کاری نبود؛ آنچه افزون بر اینها خودنمایی می کرد تنه درختان بریده و انباشته شده در نزدیکی همان باغ بود.
تلاش کردیم تا خواسته های گوناگون و با کر و فر کارفرما را به یاری همین مصالح و روش های ساخت بومی در یک پیکر بندی چشم نواز و همگون، چنان برآورده کنیم که افزون بر خوش ساخت بودن و مانایی، نمایانگر "آنِ" خود و پاسخگوی نیازهای امروزی کاربران نیز باشد.
چند خواسته از سوی کارفرما بیان شد چندی را هم ما افزودیم چرا که باور داریم در معماری می توان بر آنچه نگاه کاربر به زندگی است، فرازهای دیگری را افزود. این خانه-باغ از سه بخش کلان پدید آمد:
نشیمن و سرایی برای دورهمی های خودمانی، سرسرای فراخ برای مهمانی ها و اندرونی که هر سه بخش با استخر، باغ، فضای ورزش و بازی و... پیوند یک به یک دارد. پنجره های اتاق خواب ها رو به خود بنا است و با این روش "خویشی" (محرمیت) همسایه را پاس می دارد. پیش آمدگی فضای بازی دید با استخر را می پوشاند همچنین دسترسی به فضاها و گردش در آنها و نیز پس و پیش در ساختار معماری بسته به نیازهای پروژه پدید آمد.
به دیگر سخن کوشش ما بر آن بود تا فضاهایی بسازیم روان و در هم تنیده.

گاهی دوری از شهر و زمینِ پروژه طراح را وا می دارد که با ترفند هایی از ناهماهنگی در انجام پروژه پیشگیری کند. از آن دست میتوان شناخت درستِ توانایی ها، کاستی ها و دیگر چالش های پیش رو با کارفرما، سازندگان و دیگر دست اندرکاران ساخت، شناخت زیست بوم و دست آخر توان مالی کارفرما برای بکارگیری دستمایه ها (مصالح) و فناوری های روز را برشمرد.
در این کار با چنین چالشی رو به رو بودیم. زمین، در باغ های سنندج بود و ما در تهران. توان کارگران و معماران نیز بیش از آجر کاری نبود؛ آنچه افزون بر اینها خودنمایی می کرد تنه درختان بریده و انباشته شده در نزدیکی همان باغ بود.
تلاش کردیم تا خواسته های گوناگون و با کر و فر کارفرما را به یاری همین مصالح و روش های ساخت بومی در یک پیکر بندی چشم نواز و همگون، چنان برآورده کنیم که افزون بر خوش ساخت بودن و مانایی، نمایانگر "آنِ" خود و پاسخگوی نیازهای امروزی کاربران نیز باشد.
چند خواسته از سوی کارفرما بیان شد چندی را هم ما افزودیم چرا که باور داریم در معماری می توان بر آنچه نگاه کاربر به زندگی است، فرازهای دیگری را افزود. این خانه-باغ از سه بخش کلان پدید آمد:
نشیمن و سرایی برای دورهمی های خودمانی، سرسرای فراخ برای مهمانی ها و اندرونی که هر سه بخش با استخر، باغ، فضای ورزش و بازی و... پیوند یک به یک دارد. پنجره های اتاق خواب ها رو به خود بنا است و با این روش "خویشی" (محرمیت) همسایه را پاس می دارد. پیش آمدگی فضای بازی دید با استخر را می پوشاند همچنین دسترسی به فضاها و گردش در آنها و نیز پس و پیش در ساختار معماری بسته به نیازهای پروژه پدید آمد.
به دیگر سخن کوشش ما بر آن بود تا فضاهایی بسازیم روان و در هم تنیده.